مرتضى مطهري

332

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نقادى مىكنيم : نارساييهايى كه در بيان الميزان هست : 1 . در مقدمه بحث ، كار را اساس مالكيت معرفى مىكند ولى از اينكه آيا تنها راه تملك ، كار است يا طرق ديگر هم هست سكوت مىكند . سپس در وضع پول سخن مىگويد و بيان نمىكند كه آيا ارزش طلا و نقره از چه جهت است ، تنها از جهت قلَّت وجود آنهاست يا از راه مفيد بودن و قابل حصر بودن است ؟ و اگر ملاك ارزش را فقط كار بدانيم ، پس ارزش طلا و نقره چگونه تصحيح مىشود ؟ همه اين مطالب مسكوت عنه و مبهم است . 2 . دو خاصيت پول را ( كه يكى مقياس ارزش واقع شدن و ديگرى وسيله مبادله بودن است ) از يكديگر تفكيك نكرده است . 3 . اشاره به مرحله پيش آمدن كسب و تجارت مىكند ( 1 ) ، با توجه به اينكه در تجارت ، كار از پول شروع مىشود و به پول ختم مىشود ليكن از پول كوچك به پول بزرگ . و در اينجا تعبير الميزان چنين است : ثم افتتح باب الكسب و التجارة بعد رواج البيع و الشرى بأن تعين البعض من الافراد بتخصيص عمله و شغله بالتعويض و تبديل نوع من المتاع بنوع آخر لابتغاء الربح الذى هو نوع زيادة فيما يأخذه قبال ما يعطيه من المتاع . و بيان نمىكند كه حصول زياده براى تاجر بر چه اساسى مشروع است . آيا صرف ابتغاء ربح بدون هيچ عملى منشأ آن است ؟ ما بيان كرده‌ايم كه حصول ربح براى تاجر براساس عملى است كه انجام مىدهد ( نقل كالا و تقريب آن به مشترى و عرضه كردن آن ) و اين عمل اگرچه تغيير واقعى در كالا ايجاد نمىكند ولى مصحح كسب

--> ( 1 ) . فرق بين اين مرحله و مرحله مبادله بدوى اين است كه در مرحله مبادله بدوى جريان به صورت ك - پ - پ - ك است و در تجارت به صورت پ - ك - ك - پ است .